تقویت سرمایه اجتماعی به عنوان عامل کلیدی توسعه پایدار و همبستگی ملی در ایران سالهاست که مورد تاکید کارشناسان است. مطالعات اخیر حاکی از روند نزولی شاخصهای سرمایه اجتماعی است[1]. براساس پیمایشهای عمومی، میزان بیاعتمادی عمومی در ایران به حدود ۸۱ درصد رسیده است[2] و اعتماد میان خود افراد جامعه نیز بهطور چشمگیری کاهش یافته است؛ چنانکه گزارش شده «مردم اعتمادشان به یکدیگر را هم از دست دادهاند و سرمایههای عمیق اجتماعی و نمادین در آنها سست شده است»[3]. به موازات این بحران اعتماد، مشارکت داوطلبانه و فعالیتهای جمعی نیز بسیار افت کرده؛ تجزیهوتحلیلها نشان میدهد که «مشارکت و فعالیتهای جمعی که از متغیرهای سرمایه اجتماعی است بهشدت کاهش پیدا کرده است»[3]. علاوه بر این، شکاف میان نسلها یکی دیگر از چالشهای جدی ایران است؛ در سالهای اخیر «شکاف نسلی» به امری تشدیدشونده بدل شده و درک نکردن تفاوتهای ارزشها و انتظارات نسل جدید، گسستی عمیق در جامعه ایجاد کرده است[4]. در مجموع، این عوامل باعث شده سرمایههای اجتماعی ایران تحلیل رفته و جامعه در برابر بحرانهای گوناگون آسیبپذیر شود.
بانکهای زمان؛ تعریف و مثالهای جهانی
بانک زمان، ایدهای برای مبادله خدمات است که در آن افراد به جای پول، «ساعتزمان» خود را مبادله میکنند[5]. به این معنا که هر فرد به ازای یک ساعت خدمترسانی (مثلاً تدریس، تعمیرات یا مراقبت) یک واحد اعتبار زمانی دریافت میکند و بعدها میتواند معادل آن زمان، خدمات دیگری را درخواست نماید[6] البته بانکهای زمان انواع مختلف و متنوعی دارند که کاربرهای متفاوت و مدلهای متنوعی از ارزشگذاری خدمات دارند و الزاما در همهی آنها ارزش فعالیت اجتماعی فقط با مقدار زمان صرف شده برای آن معین نمیشود. ادوارد کان (بنیانگذار جریان آمریکایی زمانبانک) هدف از این طرح را تشویق به همکاری و افزایش اعتماد اجتماعی عنوان کرده و بر این نکته تأکید کرده بود که در چنین مدلی «یک ساعت برابر است با یک اعتبار، و هر انسان و هر خدمت، ارزش برابر دارد»[5]. نمونه موفق این رویکرد در ژاپن به نام «فوریای کیپو» شناخته میشود. در این نظام، داوطلبان با مراقبت از سالمندان، اعتبار زمانی کسب میکنند تا در آینده خود از خدمات نگهداری استفاده کنند؛ بررسیها نشان داده این برنامه محلی «سرمایه اجتماعی و همبستگی بیننسلی» را تقویت میکند[7]. در آمریکا نیز کارگاههای متعددی ایجاد شد که در آن هر ساعت خدمت یک «دلار زمانی» به حساب فرد واریز میشد تا مشارکت و حس مفید بودن را در جامعه ترویج نماید. در ایران نیز با افزایش آسیبهای اجتماعی و جامعه سالمندی، اخیراً مدل بومی بانک زمان مطرح شده است. برای نمونه، در نمایشگاه فناوری «اینوتکس ۱۴۰۴»، یک فعال اجتماعی طرح بانک زمان را همراه با بهکارگیری فناوری بلاکچین برای شفافیت مبادلات معرفی کرد[6]. همچنین در قانون برنامه توسعه، وزارت تعاون موظف شده تا پایلوت بانک زمان را در ایران راهاندازی نماید[6].
بانکهای زمان و تقویت سرمایه اجتماعی
بانک زمان از طریق تشویق همکاریهای داوطلبانه و ایجاد شبکههای متقابل اعتماد، میتواند زمینه بازسازی سرمایه اجتماعی را فراهم کند. با مبادله یک ساعت خدمت، افراد تجربه میکنند که تخصص و وقتشان برای جامعه ارزشمند است و در عوض، نیازهایشان نیز به رسمیت شناخته میشود[6][5]. این مکانیسم مبتنی بر اصل احترام متقابل است و به مرور زمان شبکههای محلی کمکرسانی را گسترش میدهد. تجربههای جهانی نشان میدهد مشارکت در بانک زمان حس تعلق به جامعه و روح همیاری را افزایش میدهد. برای مثال در ژاپن، نظام فوریای کیپو اثبات شده است که ضمن پاسخگویی به نیاز سالمندان، «ارتباط بین نسلی» را تقویت کرده و حس همدلی را در اجتماع بالا میبرد[7]. به علاوه، در پروژههای پایلوت ایران که در مناطق محروم اجرا شده، بانک زمان در جذب مجدد نیروی انسانی بیکار و توانمندسازی محلات موثر بوده است؛ از این طریق ضمن کمک به حل مشکل بیکاری، مشارکت عمومی نیز افزایش یافته و سرمایه اجتماعی آن مناطق تقویت شده است[6]. به بیان دیگر، بانک زمان میتواند به عنوان یک «واحد پول همدلی» عمل کند که منافع اجتماعی (تقویت کسبوکارهای محلی، خوداتکایی اجتماعی) را جایگزین سود مالی میکند[6][5]. چنین الگویی دقیقا بر پایه اعتماد و دگرخواهی بنا شده و به افراد انگیزه میدهد تا داوطلبانه نقش آفرینی کنند و نسبت به یکدیگر مسئول باشند.
نتیجهگیری و پیشنهادها
با توجه به تضعیف ساختار سرمایه اجتماعی در ایران، ترویج و نهادینهسازی بانکهای زمان میتواند گامی مهم در بازسازی اعتمادی پایدار در جامعه باشد. کارشناسان معتقدند تقویت نهادهای اجتماعی مردمی (از جمله تشکلهای داوطلبانه) به صورت تدریجی سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را احیا میکند[3]. به همین دلیل، لازم است دولت و نهادهای مدنی با بهکارگیری تجربه موفق جهانی، زیرساختهای حمایت از بانک زمان را فراهم سازند. از جمله پیشنهادات مشخص میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-
قانونگذاری و حمایت رسمی: تصویب قوانین و ایجاد امکانات قانونی برای بانکهای زمان. (برای مثال، در بند الحاقی برنامه ششم توسعه، وزارت تعاون موظف به راهاندازی پایلوت بانک زمان شده است[6].) ایجاد صندوقهای اعتباری زمانی و سامانههای هماهنگ میتواند اعتماد عمومی را جلب کند.
-
آموزش و اطلاعرسانی: آگاهیبخشی عمومی درباره مفهوم بانک زمان و فواید آن ضروری است. رسانهها و تشکلهای غیرانتفاعی میتوانند با معرفی قصههای موفق از ژاپن، آمریکا و سایر کشورها، زمینه مشارکت داوطلبانه در طرح را فراهم سازند.
-
تقویت پیوند نسلی و محلی: طراحی برنامههای مشترک برای جوانان و سالمندان در قالب بانک زمان (مثلاً کارگاههای خدمات متقابل) میتواند ارتباط بین نسلها را بهبود دهد. همانطور که اشاره شد، نظام ژاپنی فورهای کیپو با ایجاد همبستگی میان نسلها، حمایت اجتماعی را افزایش داده است[7].
در مجموع، با اجرای این اقدامات و پشتیبانی از بانکهای زمان به عنوان نهادهای مردمی مبتنی بر اعتماد و دگرخواهی[6][3]، میتوان امید داشت که ترکهای فعلی در بافت اجتماعی ایران کمرنگ شده و هویت جمعی و همگرایی ملی تقویت شود.
منابع:
- وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران نزولی و کمتر از متوسط جهانی است: iqna.ir
- بیاعتمادی در سطح عمومی به 81 درصد میرسد!: etemadnewspaper.ir
- حاکمیت بیاعتمادی: tejaratefarda.com
- جامعه و سرمایههای اجتماعی: sharghdaily.com
- https://www.timebanks.org/about
- «بانک زمان» راهی برای احیای مشارکت اجتماعی با الهام از اعتماد و تکنولوژی: irna.ir
- https://carijournals.org


